تبليغاتX
revolt ::
گزارش تحصن روز جمعه و شنبه در دانشگاه رجایی 

عصر روز جمعه خبرنگار روزنامه کیهان وارد خوابگاه پسران شده و خواستار پایان یافتن تحصن گردیده و به قول خود دست های پشت پرده را رو کرده. هنگامی که مشغول روشنگری بوده تعدادی از دانشجویان معترض که پای صحبت او بودند با او درگیر شده و او را از خوابگاه بیرون انداختند. ساعت ۹.۳۰ دکتر صدرنژاد رئیس دانشگاه وارد خوابگاه می شود که با دانشجویان صحبت کند اما کسی حاضر به صحبت با او نمی گردد و او را هووووووووو می کنند و وی نیز سریعا از خوابگاه خارج می شود در این هنگام بود که شلوغی ها در خوابگاه ادامه داشت و تا ساعت ۱۲ ادامه پیدا کرد. در ضمن همان موقع بیانیه ای در خوابگاه پخش شد که در آن رئیس دانشگاه تمامی دانشجویان متحصن را دزد و فرصت طلب و عامل دست بیگاه معرفی کرده بود که این کار نیز بر خشم دانشجویان افزود. همچنین پیامی از طرف وزیر آموزش و پرورش به شورای متحصنین ابلاغ شد که برای مذاکره به وزارت بیائید اما بچه ها قبول نکرده و خواستار حضور وزیر در دانشگاه شدند و مقرر شد ۴ نماینده پیش وزیر رفته و پیام را برسانند.

روز شنبه تحصن از ساعت ۱۰ شروع شد. دانشجویان ابتدا کلاس ها را تعطیل کردند (این کار تا ساعت ۱۱.۳۰ ادامه پیدا کرد. ساعت ۱۲ نمایندگان دانشجویان از وزارت آمدند و گزارش خود را اراعه کردند و گفتند که وزیر گفته که تحصن تمام بشه تا به مشکلات رسیدگی بشود اما دانشجویان مخالفت کردند و همچنین خواستار حضور وزیر به دانشگاه شدند. بعد از گزارش نمایندگان جمعی از دانشجویان بیانیه ای در جواب بیانیه ریاست دانشگاه خواندند و نماینده انجمن اسلامی دانشجویان نیز بیانیه انجمن را در حمایت از تحصن دانشجویان خواند. ساعت ۲ نیز دانشجویان شنیدند که بعضی از کلاس ها را اساتید با تهدید دانشجوان کلاس ها را تشکیل داده اند. به همین خاطر دانشجوایان دوباره کلاسها را تعطیل کردند. بعد از تعطیل کردن کلاس ها روبروی دفتر ریاست به تحصن نشستند و همانجا قرار شد تحصن در ساعت۱۰ صبح دوشنبه ادامه پیدا کند. ساعت ۴ نیز تحصن تمام شد.

عکس ها:

 تعطیلی کلاسهای درس با شعار دانشجو دانشجو،اتحاد اتحاد

حرکت به سمت ساختمان اداری

نمایندگان پیغام دانشجویان را به وزیر رساندند: تو به دانشگاه بیا و با دانشجویان مذاکره کن

نماینده ی دانشجویان که پیغام دانشجویان را به وزیر آموزش و پرورش رساند

و ماجرا ادامه دارد...

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان در حمایت از تحصن دانشجویان دانشگاه شهید رجایی 

چند روزی است که دانشجویان دانشگاه رجایی دست به تحصن زده و خواستار برکناری مدیریت دانشگاه شده اند. بی کفایتی تیم مدیریتی دانشگاه که از سه سال پیش آغاز به کار کرده نموده، علی رغم اینکه وضعیت آموزشی، صنفی و فرهنگی دانشگاه را به قهقرا می برد، با اعمال فشار و ایجاد جو خفقان در دانشگاه ادامه تحصیل را برای دانشجویان دانشگاه غیر قابل تحمل کرده است. افت کیفیت خدمات رفاهی، هزینه سنگین سرویس های دانشگاه، وضعیت نامعلوم دانشجویان شبانه و مهندسی، مشکلات گزینش دانشجویان دبیری و ... چندین و چند مشکل دیگر علل به وجود آمدن چنین تحصن خود جوشی گردیده، که این مشکلات اکثرا یا در طول دوران ریاست صدر نژاد به وجود آمده یا در همین دوره تشدید گردیده است.

برخوردهای دهه شصتی ریاست دانشگاه باعث نارضایتی اساتید و کارکنان دانشگاه گردیده است، به گونه ای که بعضی از اساتید مجرب دانشگاه در این سه سال اخیر اقدام به ترک دانشگاه کرده اند و کارکنان دانشگاه تحت فشارهای غیرمنطقی قرار دارند.

واکنش آقای صدرنژاد به اعتراضات اخیر دانشجویان نیز قابل توجه است. اشان در روز اول تحصن در دانشگاه به اکراه از دفتر ریاست بیرون آمده و به نمازخانه دانشگاه برده شد تا به سوالات دانشجویان پاسخ دهد، اما نه تنها پاسخی به سوالات دانشجویان نداد بلکه دانشجویان را اخلال گر و مخل نظم خواند و پس از اینکه دانشجویان از وی خواستند که عذرخواهی کند حتی حاضر به عذرخواهی از دانشجویان نشد و مدعی شد که دانشجویان باید از وی عذر خواهی کنند.

در روز جمعه نیز بیانیه ای از طرف خودشان بین دانشجویان پخش کردند که نشانی از منطق و تفکر در آن قابل مشاهده نیست. البته باید خاطر نشان کرد این آقا به حدی کم توان است که حتی برای نوشتن یک مطلب یک صفحه ای نیز مجبور به کمک گرفتن از خواهر زاده خود جناب آقای گلچهره شده اند. (آقای گلچهره اکنون در کارگاه مکانیک مشغول به کار می باشد، که البته ایشان نیز با به ریاست رسیدن دکتر صدرنژاد در دانشگاه به اینجا آمده اند)

پیام اینچنین آغاز می شود:

به دنبال هرج و مرج برنامه ریزی شده در خوابگاه ...

جواب:

- آقای صدرنژاد اعتراضات به حق دانشجویان که کاملا صنفی است و تنها دلیل آن سوء مدیریت شما است و تراوشات ذهنی شما آن را هرج و مرج برنامه ریزی شده می نامد.

- ایا دانشجویان این دانشگاه بارها از طریق گفتگو و نامه نگاری مشکلات خود را درمیان نگذاشته بودند.

- آیا از کسی که به او ستم کرده اید انتظار دارید که از شما تقدیر کند!!!

- شما در پیامتان به حاکمیت قانون اشاره کرده اید، درصورتی که طی این سه سال هیچ قانونی جز سخن جناب عالی اجرا نشده کما اینکه خودتان بارها به آن اشاره و افتخار کرده اید.

- جناب آقای رئیس دانشگاه چگونه است که در دانشگاهی که به قول خودتان "مهد علم و دانش و مرکز فرهیختگی" است، اتاقک شیشه ای جلو در آن نصب می کنند و مامورین تحت الامر جناب عالی در تمام طول روز با بی سیم و موتور در دانشگاه به گشت زنی می پردازند که این خود بزرگترین توهین به دانشجو است و سوال ما این است که "آیا دانشجو از نظر شما فقط زمانی فرهیخته است که اراده بر برکنار کردن شما از پست ریاست می کند؟؟؟"

- آیا فراخواندن دانشجویان به کنیته انضباطی و تهمت زدن به آنان که "به جاهای دیگری وابسته اند و از دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلامند و 75 میلیون دلار پول گرفته اند" را برخورد "پدرانه و با رافت و مهربانی" می دانید؟؟؟

- جناب صدرنژاد، شما که اینگونه به فکر فرهیختگی محیط دانشگاه هستید آیا هزینه خانه نشریات از هزینه اتاقک شیشه ای بالاتر بود که آن را به بهانه هزینه بر بودن تعطیل کردید؟؟؟

در پایان انجمن اسلامی دانشجویان با اعلام حمایت از اعتراضات دانشجویان اعلام می دارد خواهان تحقق هرچه سریع تر خواسته های دانشجویان متحصن است. که به قرار زیرند:

1 استعفای ریاست دانشگاه و یا در صورت عدم استعفا، اخراج وی از دانشگاه

2 - جلب رضایت اعضای هیئت های علمی و دانشجویان در انتخاب ریاست جدید دانشگاه

3 - برطرف شدن مشکلات (علی الخصوص مشکل مدرک) دانشجویان شبانه و خصوصا دانشجویان رشته صنایع  شیمیایی

4 - استخدام دانشجویان دبیری در ابتدای دوران تحصیل در آموزش و پرورش

5 - از بلا تکلیفی در آوردن دانشجویان مهندسی و تعیین نوع مدرک آنها

- از میان برداشتن گزینش و تفتیش عقاید در هنگام استخدام و دوران تحصیل دانشجویان دبیری

7 - استخدام اساتید مجرب و بالا بردن سطح کیفی هیئت های علمی دانشگاه

8 - شایسته سالاری در انتخاب مسئولین

9 - بهبود وضعیت خوابگاه ها

10 - حذف بلیت از سرویس های دانشگاه 

11 - ایجاد صندوق رفاه دانشجویی

12 - برداشتن اتاقک شیشه ای جلو درب دانشگاه و برداشتن تمامی نمادهای توهین آمیز به مقام دانشجو

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
نا آرامی در خوابگاه دانشگاه رجایی(چهارشنبه شب) 
بحران هر لحظه جدی تر می شود

نا آرامی های دانشگاه رجایی دیشب هم به شدت ادامه داشت و دانشجویان تصمیم گرفته اند تا رسیدن به تمامی خواسته های خود به تجمعات و اعتراضات خود ادامه دهند.

این حرکت دانشجویی از طرف همسایگان این خوابگاه هم حمایت شده و همسایگان از روی پشت بامها با دانشجویان ارتباط داشته اند.

 دانشجویان به پرتاب بطری های شیشه ای،فریادهای شمارش معکوس و شعارهای خود مشغول بوده اند که ناگهان در نیمه های شب سه دستگاه خودروی سواری به درب خوابگاه نزدیک شدند که مملو از نیروهای لباس شخصی بوده اند.

نیروهای لباس شخصی سعی در ورود به محوطه خوابگاه را داشته اند که با اعتراض شدید دانشجویان و فشار به نگهبانان خوابگاه، درب خوابگاه با زنجیر قفل می شود.

قابل ذکر است که دانشجویان به دلیل نگرانی از حمله نیروهای لباس شخصی تا صبح بیدار بوده اند.

صبح حادثه

صبح حادثه

 

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
تغییر وضع موجود (روز دوم) 

متاسفانه به دلیل خراب بودن سایت بلاگفا نتوانستم خبر را روز چهار شنبه پست کنم. این خبر برای روز چهار شنبه است.

دانشجویان دانشگاه در ساعت 10 صبح تحصن خود را دوباره آغاز کردند اینبار مکان شروع تحصن در برابر ساختمان اداری بود. ساعت 11 دانشجویان متحصن برای آوردن خبرنگار به داخل دانشگاه (به دلیل ممانعت حراست) به جلو درب شرقی دانشگاه رفته و توانستند خبرنگاران را به داخل دانشگاه بیاورند. بعد از آن به سمت دانشکده ها رفته و تمام کلاسهای دانشکده ها را تعطیل کردند و دوباره جلو ساختمان اداری تجمع کردند در این لحظه تعداد متحصنین به هزار نفر می رسید. در آنجا نمایندگان دانشجویان پشت تریبون آمده و خواسته های خود را مطرح کردند و به صورت بیانیه ای مصوب کردند. البته عمال ریاست دانشگاه (اعضای جامعه اسلامی و بسیج) هرچه کردند تا مسیر تحصن را منحرف کنند و فشارها را برای استعفای ریاست دانشگاه کم کنند نتوانستند. در آخر تصمیم دانشجویان بر آن شد تا تحصن روز شنبه ساعت 10 همچنان ادامه یابد. قابل ذکر است امروز هیچ مسئولی حاضر به حضور در تحصن نگردید. بعد از پایان یافتن تحصن عناصر بسیجی و جامعه اسلامی اعلام کردند که حاضر به امضا بیانیه نیستند (چون این اجازه از بالا صادر نشده) و خواهان آنند که بیانیه ای جداگانه بدهند و با فشار به اعضای شورای صنفی آنها را مجبور کردند که اعلام کنند این بیانیه شورای صنفی و متحصنین بوده و بقیه تشکل ها نیز باید بیانیه جداگانه بدهند.

خبر دیگری که به دستم رسید این است که شخص وزیر آموزش و پرورش سفر استانی (مشهد) را رها کرده و به تهران برگشته است.

متن بیانیه و خواسته های دانشجویان و عكس هاي امروز را می توانید در لینک های زیر ببینید.

خبر ایسنا

عکس های ایسنا

عكس ها:

آوردن خبرنگار

تعطیل کردن کلاس ها

تجمع مقابل ساختمان اداری

خواندن بیانیه

 

عمال ریاست دانشگاه

ادامه تحصن

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
ادامه تحصن در دانشگاه 

بعد از تحصن در خوابگاه، تحصن به دانشگاه كشيده شد. شعارها غالبا پيرامون استعفاي رئيس دانشگاه و همچنين رايگان شدن بليط سرويس ها، بهتر شدن وضعيت علمي دانشگاه، لغو تفكيك جنسيتي كه در دانشگاه با آمدن رئيس جديد ببدترين شكل و توهين آميزترين حالت اجرا مي گردد، عدم تبعيض بين دانشجويان بود.

در ضمن تحصن فردا نيز ادامه دارد.

اين هم تصاويري از تحصن امروز:

ساعت 12 جلو دفتر رياست

رياست دانشگاه در نمازخانه در حال دادن توضيحات

رياست دانشگاه در نمازخانه در حال دادن توضيحات

البته رياست محترم ترجيح دادند سكوت اختيار كنند (كه اين خود توهيني دوباره به دانشجويان بود) البته با اين كار دانشجويان عصباني شدند و نمازخانه را ترك كردند.

دانشجويان بعد از ترك نمازخانه

دانشجويان در حال انتخاب شوراي متحصنين

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
تحصن در دانشگاه شهید رجایی 

اين تحصن در تاريخ 22/1/85 در ساعت 8 شب به دليل اعتراص به وضعيت بد دانشگاه از نظر مسائل صنفي در خوابگاه شروع شد و تا ساعت 1 بعد از نيمه شب ادامه داشت. كه بعد از آن مقرر شد تحصن در فرداي آن روز در دانشگاه ادامه يابد. در اين بين شوراي صنفي دانشگاه طبق روال اين دو سال گذشته در انحراف تحصن سنگ تمام گذاشت كه از همين جا بايد به خاطر اين عمل خطير از آنها تشكر كرد.

 

 

رجايي

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
شیراک با پس گرفتن قانون کار در مقابل اعتراضات زانو زد 

قانون کار را پس بگیریدژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه  قانون کار جوانان را پس گرفت و با این کار در مقابل دو ماه اعتراضات دانشجویان و اتحادیه های کارگری زانو زد که باعث متلاشی شدن حزب حاکم و از بین رفتن ته مانده ی اعتبار خود شد. او قانون فعلی را (با مخفف CPE در زبان فرانسه) با طرحی نامشخص جایگزین خواهد کرد تا مشکل بیکاری جوانان حل شود که طبق گفته ی خود او ۲/۲۲ درصد در ماه آوریل بوده است. این تلاش نافرجام برای سست کردن قوانین کار کارگران جوان شکستی برای نخست وزیر دوویلپن برای گرفتن پست ریاست جمهوری محسوب می شود.

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
كالي نيكوس، زرافشان و «مانيفست ضد سرمايه داري» 

       سرانجام همانطور كه انتظار مي رفت «تق» ليبراليسم نو هم درآمد و نتايج حاصل از عملكرد سرمايه داري واقعي ، در شكل كلاسيك آن و خالص آن ، بدون اصلاحات و اقدامات تعديلي - بويژه در شرايطي كه سرمايه مالي به وجه غالب اين نظام تبديل شده باشد - در همين مدت كوتاه بيست ساله برملا شد. نظامي كه حتي به خود انسان اكتفا نكرده ، زندگي حيوانات و گياهان را نيز مورد تجاوز قرار داده و به تباهي كشيده است  و مي كوشد جهان را به كالايي تبديل كند كه بتوان آنرا خريد و فروخت و از آن سود استخراج كرد ، و در همين مسير سود بيشتر ،حتي سياره خاكي زير پاي انسان را هم در معرض خطر و تباهي قرار داده است. اما طبيعي بود كه بر ملا شدن آثار و نتايج اين سيطره بي پرده سرمايه ي مالي بر جهان ، واكنش هاي متناسب با عملكرد خود را هم در پي داشته باشد و بر خلاف تصور مضحك ذهن هاي سطحي و زود باوري كه از دو دهه ي پيش با اولين يورش تبليغاتي نو ليبرال تصور كردند پايان تاريخ فرا رسيده ، جنبش هائي را به مخالفت با اين وضع برانگيزد، و وجدانهاي بيدار جهان را به واكنش ، افشاگري و تلاش براي يافتن راه حل و بديل هايي براي اين وضع وادارد.

    كتاب «مانيفست ضد سرمايه داري» نوشته ي الكس كالي نيكوس يكي ازاين تلاش ها است كه به نقد عملكرد ليبراليسم نو و ارائه چشم اندازهاي ممكن ديگر كه ميتواند جايگزين آن شود ، پرداخته است. اين كتاب ، و كتاب «قمار جهاني» نوشته ي پتر گوان از جمله كتابهايي است كه ناصر زرافشان در زندان ترجمه كرده و بزودي انتشار خواهد يافت. ما مقدمه ي اين كتاب را كه حاوي تاريخچه كوتاه شكل گيري و رشد اين جنبش ها و معرفي مسائل مورد بحث فصول بعدي آن است ، براي اطلاع علاقمندان ذيلا منتشر مي سازيم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
به نام انسان ، عدالت و حقيقت 

مردم ايران:

انسان در جامعه خويش  حق اظهار آزادانه عقيده و بيان ، حق نقد جامعه خويش و حق دخالت مستقيم در هر روندي را دارد كه به سرنوشت او مربوط باشد . اين حق ، حقي است ناشي از حركت تاريخي انسان و مناسبات ناشي از ورود او به ساختاري به نام جامعه .

حاكمان همواره كوشيده اند حقوق تاريخي و اجتماعي حكومت شوندگان  را، در آنجا كه مربوط به دخالت مستقيم در منافع و آينده شان مي شود كمرنگ و در نهايت حذف كنند، غافل از اينكه نيروي بازدارنده ي آنها در مقابل نيروي عظيم مادي تاريخ و جامعه ناپايدار و نابود شدني است .

مردم ايران ؛

خطري جدي و مهلك آرام آرام بر فضاي كشور هميشه در استبداد ما سايه مي افكند . خطر جنگ ، خطر تحريم ، خطر كشته شدن تعداد زيادي از مردم كشورمان ، خطر گرسنگي ، بي دارويي و مرگ نوزادان و كودكان ، خطر قرباني شدن هزاران هزار نفر از مردمي كه در زير تبليغات سنگين دروغين دو طرف متخاصم به درستي نمي دانند به چه دليل قرباني يك جنگ جديد هستند. سرزمين ايران ميرود كه در زير چكمه هاي سربازان حافظ منافع جنگ طلبان داخلي و جنگ افروزان خارجي لگدمال شود و خاكش با هزاران هزار بمب و موشك زير و رو گردد . رسانه هاي داخلي در موقعيت جديد بين المللي، كه كار به ضرب الاجل و شمارش معكوس رسيده است ، يا همچون گذشته (به دلخواه ويا به اجبار) مدح و ثناي حكومت را مي گويند و يا با سكوت خويش به منتظران بي قرار حمله خارجي تبديل شده اند . احزاب درون و برون حكومتي داخل كشور خاموشي گزيده اند و همگي از ترس قدرتي حيا دريده زبان در كام كشيده اند . امروز شرايط سياسي ايران به گونه اي است كه ما ناچاريم در جايگاهي فراتر از خود حرفهايي را مطرح كنيم كه مدت هاست عده اي خواهان طرح آن هستند .

33 سال پيش از اين با اولين پرداخت مالي ، فرايند ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر آغاز شد . اكنون 21 سال از شروع فعاليت هاي مخفي ، غير شفاف و غير علني حاكميت جمهوري اسلامي ايران در راه رسيدن به تكنولوژي هسته اي ، كه خود آنرا صلح آميز مي خواند و جامعه جهاني نگران توليد بمب هسته اي از آن است مي گذرد . در تمام طول هشت سال جنگ  ويرانگر ايران و عراق يعني در زماني كه معاش روزانه دغدغه جدي مردم ايران بوده است و به دليل سرازير شدن بودجه كشور براي تامين ادوات جنگي و ساير هزينه هاي نظامي  انواع و اقسام كمبودها و محدوديت ها  بر مردم تحميل ميشد و نيز در زماني كه فشار خرد كننده ناشي از اجراي برنامه هاي صندوق بين المللي پول در دولت به اصطلاح سازندگي تمام آسايش ، رفاه و امنيت اقتصادي و مادي مردم ايران را بر باد داده بود آن هنگامي كه رانت خواران و سرمايه داران پرورده ي حكومت ، چاقتر و فربه تر مي شدند و فقراي جامعه بيشتر و بي چيزتر ميگرديدند، ده ها ميليارد دلار سرمايه مردم اين مملكت بدون هيچ گونه رديف بودجه و نظارتي از طرف مردم صرف رسيدن به نيت هاي هسته اي اقليت تصميم گيرنده در كشور شده است . اين سرمايه عظيم كه بي شك قيمت زندگي انساني صدها هزار نفر انسان در كشور ما بوده است، صرف باجهاي كلان سياسي و بين المللي، خريد تجهيزات صنعتي، تهيه مواد و وسايل نامشخص از شبكه هاي قاچاق تجهيزات هسته اي و مخارج زندگي و دستمزد ماهيانه هزاران متخصص و كارگر خارجي در ايران و هزينه هاي سرسام آور حفاظت از تاسيسات اتمي و مسائل نظامي ناشي از آن شده است. مسئله اي كه مردم ايران هرگز در جريان «تصميم گيري» و حتي «وجود» آن نبوده اند و با پنهان كاري حاكميت و به قيمت حذف ده ها ميليارد دلار از بودجه عمراني، رفاهي و آموزشي كشور به وجود آمده است، در يك نيرنگ سياسي و تبليغاتي مي رود كه به يك «مسئله ي ملي» و«حق مسلم» تبديل شود!

رسانه هاي انحصاري حكومت با تمام قوا مي كوشند انرژي هسته اي را چنان فناوري بي نظيري جلوه دهد كه آينده كشور بدون آن تيره و تار است و در عين حال تمام دنيا براي جلوگيري از دسترسي ايران به آن با يكديگر متحد شده اند. وقاحت تا حدي است كه مي خواهند فراموش كنيم مردم ايران يعني كساني كه تمامي اين تاسيسات با پول آنها ساخته شده است ، آخرين كساني بودند كه از ماجرا با خبر شدند ، حكام جمهوري اسلامي خود را نماينده و خدمتگزار مردم معرفي مي كنند . اما در عمل ، آنقدر مردم را نامحرم مي دانند كه هميشه ماجراهايي از اين دست بايد ابتدا در خارج از ايران برملا شود و كوس رسوايي آن زده شود و آنگاه مردم خود ايران از زبان سرويس هاي جاسوسي بيگانه و رسانه هاي جمعي دنيا و سازمانها و نهادهاي بين امللي باخبر شوند كه در سرزمين آنها و با پول آنها چه فعل و انفعالاتي صورت گرفته است . در اين مورد مهم وقتي در خارج از ايران و غير ايرانيها همه از فعاليتهاي مخفي اتمي ايران آگاه شدند تازه آن زمان بود كه حاكميت ايران تصميم گرفت با اكراه ، گوشه اي از اين فعاليت ها را آن هم فقط و فقط به دليل نياز به «ملي سازي» اين مسئله را با مردم ايران در ميان گذارد.

در حال حاضر همچون گذشته، مردم ايران در نبود رسانه هاي آزاد، مستقل و غير حكومتي در زير بمباران تبليغاتي تلويزيون ، راديو ، روزنامه ها ، منابر و مساجد حكومت قرار دارند، بدون آنكه واقعا بدانند «براي چه» و«براي كه» به عنوان قرباني به مخمصه اي بزرگ كشيده مي شوند. فعالان سياسي در فضاي ارعابي كه فرماندهان سپاه و نيروهاي امنيتي به وجود آورده اند و پيشاپيش اعلام كرده اند «زبان هايي را كه  در صدد نقد برنامه ي هسته اي حاكميت باشند خواهند بريد»، از زير بار مسئوليت اجتماعي و تعهد جمعي خود شانه خالي كرده اند و مردم را در بي خبري و سردرگمي رها كرده اند. دولت ايران با تنظيم بودجه خود بر پايه  نفت 38 دلاري و براي دسترسي بيشتر به منابع مالي سريع الوصول ، تورم بيش از 34% را به جان خريده است و اين در حالي است كه اين تصميمات مي تواند اقتصاد كشور را به يك بحران شديد وطولاني سوق دهد. دولت با تبديل ذخاير ارزي خود به ارزهاي معدود كشورهاي به اصطلاح دوست با تنظيم بودجه كاملا نظامي به استقبال تحريم و جنگ رفته است . مقامات تصميم گيرنده مسائل امنيتي و هسته اي درحكومت به وضوح از الگوبرداري از رژيم و تاكتيكهاي هسته اي كره شمالي سخن مي گويند.

 كار به جايي كشيده است كه فرستادگان آن دشمني كه حاكميت جمهوري اسلامي ايران 28 سال تمام از آغاز شكل گيري خود تمام مشكلات را به آن نسبت مي داد و سالها از تريبون هاي رسمي شعار مرگ بر آمريكا، سر داده مي شد و هر دگرانديش و ناراضي سياسي داخلي به جيره خواري آن دشمن متهم مي گرديد، اكنون در مقابل مقامات جمهوري اسلامي در پشت ميز مذاكره نشسته است و دو طرف به يكديگر لبخندهاي ديپلماتيك تحويل مي دهند. گويي كه تابوهاي خودساخته و حريم هاي ممنوعه به دست كاهنان آن در هم شكسته مي شود.

صاحبان قدرت و طرفين مذاكره بر سر منافع ، زندگي و آينده ي هفتاد ميليون ايراني به مذاكراتي غير علني و غير شفاف پرداخته اند. مذاكراتي كه به دليل نبود نمايندگان واقعي مردم و نبود طرف مذاكره اي با صلاحيت و داراي پرونده موجه بين المللي در زمينه ي مسائل انساني و جهاني از نظر ما كاملا غير قانوني است .

« انرژي هسته اي حق مسلم ماست»

 اين شعاري است كه حكومت به شدت براي جا انداختن آن در جامعه مي كوشد. حاكميت يا فراموش كرده است و يا خود را به فراموشي زده است، كه پيش از آنكه انرژي هسته اي حق مسلم ما باشد، اين مردم حقوق مسلم ابتدايي تر و مهم تري هم دارند كه همه آنها از آنان سلب شده است. حق آزادي عقيده و بيان، حق دخالت مستقيم و اساسي در تعيين سرنوشت خود، برابري بي چون و چراي حقوقي و انساني زن و مرد در جامعه و خانواده، حق تامين آموزش، درمان و بهداشت رايگان و عمومي توسط حكومت كنندگان، حق برابري اجتماعي تمام انسان ها از هر نژاد، جنس و با هرعقيده، حق تشكيل تشكل هاي غير دولتي و سنديكا هاي صنفي و بسياري حقوق ديگر و نيز حق اطلاع داشتن و نظارت كردن به طرح هايي مانند انرژي هسته اي كه با پول او اجرا مي شوند. اولويت تحقق اين حقوق را چه كسي معين مي كند؟ مردم يا حاكميت؟ اساسا آيا حاكميتي كه به خود اجازه مي دهد به صورت قهري به تعيين اولويت هاي حقوق مردم بپردازد به حقوقي كه در بالا ذكر شد معتقد و ملزم است؟

سوال ديگر ما اينجاست كه خودكفايي در زمينه توليد بنزين‌ ، تكنولوژي بهسازي و نوسازي صنايع فرسوده ايران همچون صنعت نفت و صنعت نساجي، متدهاي جديد شهرسازي و مقاوم سازي، در كشور زلزله خيز ما، فناوري مربوط به توليد ماشين آلات و متدهاي حفاري در كشور كوهستاني و صاحب منابع فراوان زيرزميني و معدني ايران، فناوري ساخت و تعمير هواپيما در كشوري كه صنعت هواپيمايي آن هر از گاهي فاجعه اي متاثر كننده را در كارنامه خود ثبت مي كند و ده ها و صدها مورد ديگر از نيازهاي اساسي تكنولوژيكي كشور ضروري ترند يا انرژي هسته اي؟ آيا كشوري كه هنوز سوزن و پارچه ‌ي مصرفي خود را از خارج وارد مي كند، هيچ نوع فعاليت ديگري كه انجام آن بر صنايع هسته اي مقدم باشد ندارد؟ منطق انتخاب كنندگان تكنولوژي هسته اي با اين هزينه گزاف و غير متعارف چه بوده است ؟

كشورهاي پيشرفته صنعتي با وجود نبود هيچگونه مانع فني، اقتصادي و سياسي بر سر راه بسط و گسترش نيروگاه هاي هسته اي از اين امر اجتناب مي ورزند و در حالي كه شديدا به دنبال انرژي هاي نوين و پاك هستند همچنان قسمت عمده اي از سوخت نيروگاه هاي خود را از سوخت هاي فسيلي تامين مي كنند. مشكلات لاينحل زيست محيطي و اقتصادي كه دفع و نگهداري زباله هاي هسته اي، با دوام چند هزار ساله ي اثرات كشنده اش و خطرات جدي اي كه از نشت و پخش اين مواد متوجه طبيعت و انسان هاست و نيز مخالفت گسترده مردم، احزاب سبز و فعالان محيط زيست، با گسترش اين تكنولوژي زيان‌آور، سبب گرديده است در كشورهاي صاحب اين تكنولوژي كه بر خلاف آمريكا،كره شمالي و اسرائيل، اهداف جنگي بر آنها غالب نيست، انرژي هسته اي از برنامه هاي دراز مدت توسعه ي آنها خارج شود.اين همه تلاش و اين همه هزينه و اصرار بر گسترش نامحدود اين صنعت در ايران واقعا چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ اگر مسئله واقعا مسائل تحقيقاتي و پزشكي است ، كه كارشناسان علمي اذعان مي كنند يك راكتور تحقيقاتي كوچك با سرمايه گذاري محدودد هم كفايت اين مسئله را مي كند. حاكميت جمهوري اسلامي بايد در اين مورد صريح و روشن با مردم ايران و مردم جهان سخن بگويد تا بسياري از مسائل روشن شود .

مناقشه ي هسته اي موجود، اما از دلايل اساسي، مهم و پنهاني ديگري نيز سرچشمه مي گيرد. سرمايه داري جهاني كه از دهه ي هفتاد ميلادي با كشيدن كمربند سبز قصد مقابله با بلوك شوروي را داشت، با پروبال دادن به «اسلام سياسي» در منطقه مستعد خاورميانه قصد تحريف و تغيير مسير جنبش هاي مردمي منطقه همچون قيام 1357 ايران را داشت. اما تقويت وسيع و گسترده ي اين اسلام سياسي با فروپاشي بلوك شوروي همزمان شد و ناگهان اسلام سياسي كه ضرورت قبلي آن از ميان رفته بود، خود به صورت عاملي مخل نظام سلطه ي جهاني در آمد. از نظر منافع سرمايه داري جهاني اكنون ديگر اسلام سياسي موضوعيت خود را در منطقه از دست داده است و با گذشت دوراني كوتاه از موفقيت هاي نظام سرمايه داري، با آغاز ركود اقتصادي عظيم كشورهاي متروپل و در سايه ي ميليتاريزه شدن مجدد امپرياليسم جهاني در قالب روي كار آمدن جورج بوش در ايالات متحده ي آمريكا و ضرورت انكشاف بازارهاي جديد مصرف، به دست آوردن نيروي كار ارزان قيمت و منابع انرژي وسيع، اكنون دولت آمريكا به نمايندگي از بزرگترين تجمع سرمايه داري مالي قصد تغيير نقشه سياسي خاورميانه را دارد. در مورد ايران جدالي سنگين در گرفته است. در يك طرف جمهوري اسلامي با هدف ابقاي خود در صحنه داخلي و تحميل خود به نظام جهاني حضور دارد و در طرف ديگر آمريكاست كه با قصد تحميل يك دولت سرمايه داري متعارف و مطلوب «سرمايه» بر ايران، قرار گرفته است سهم مردم فقط پرداخت هزينه هاي اين جنگ منافع است و ادعاهاي متفاوتي كه طرفين اين كشمكش در خصوص مسئله ي هسته اي ايران دارند تنها ابزاري براي آغاز اين كشمكش فيزيكي و نهايي مي باشد. دعوا بر سر منافع مادي دو گروه صاحب سرمايه است، يكي براي حفظ منافع خود مي جنگد و ديگري براي گسترش منافعش.

اين لشگر كشي سرمايه داري اما وجهه ي عوام پسندي هم لازم دارد بنابر اين آمريكا كه خود صاحب سياه ترين پرونده ي حقوق بشر در بين دولت هاي جهان است، مدتي است با پرچم «دموكراسي» و«حقوق بشر» به چهارگوشه دنيا لشگر مي كشد و در هر كشور بعد از مرگ ده ها هزار انسان بي گناه در جنگي كه به راه مي اندازد، با استقرار يك دولت دست نشانده و چپاول ثروت‌هاي ملي اين كشور اعلام مي كند براي حفظ و حراست از اين نهال آزادي ، حقوق بشر و دموكراسي اي كه كاشته است، ارتش خود را تا سالهاي متمادي، از اين كشورها خارج نخواهد كرد.

 دو ناقض حقوق بشر براي حيات خود و منافع اقتصاديشان و انحراف افكار عمومي از اوضاع داخلي خود، به جنگ يكديگر مي روند. اولي به كار خود رنگ و بوي ملي و الهي مي دهد و دومي پرچم آزادي و حقوق بشر و دفاع از جهان را علم مي كند .

دولتي كه با دخالت و حمايت از مرگ و كشتار هزاران هزار انسان آزاديخواه در آمريكاي لاتين ، آسيا و آفريقا به دست عوامل دست نشانده اي چون نگودين ديم، باتيستا، آدولا، پينوشه، سوموزا، فرديناند ماركوس‌، سوهارتو، محمد رضا پهلوي، صدام ‌ و دهها مزدور و سرسپرده ريز و درشت امپرياليزم، به كشتار آزادي و ذبح حقوق بشر در زمين پرداخت و حسابدار بزرگترين تل هاي نعش مردم بي گناه در تاريخ است، آمريكايي كه اولين و تنها استفاده كننده ي از سلاح هسته اي بر عليه مردم بي دفاع در جهان است و جنايتي كه در هيروشيما و ناكازاكي توسط نيروهاي آمريكايي با بمب اتمي به وقوع پيوست تا ابد علامت سوال جدي اي در مقابل ادعاي آزادي خواهي و حمايت از گسترش حقوق بشر توسط آمريكا خواهد بود، آمريكايي كه داغ ننگ سلاخي زنان، كودكان و مردم به وحشيانه ترين و گسترده ترين حالت ممكن، توسط ارتشش، در ويتنام  هنوز در صورتش تازگي دارد، براي گسترش دموكراسي و ترويج حقوق بشر به يوگوسلاوي،عراق و افغانستان حمله ي نظامي مي كند.

 قتل و غارت، تجاوز، كمبود مواد غذايي و دارويي، گرسنگي مردم، جان باختن كودكان و پايمال شدن حقوق اوليه بشري در اين كشور هاي اشغال شده، به بهانه ي، وجود شرايط اضطراري جنگي كه خود آمريكايي ها مسبب آن بوده اند معيار سنجش درستي ادعاي آمريكايي هاست.

 آدم ربايي و ترور مخالفان سياسي در كشورهاي مختلف جهان، ساخت و گسترش زندان هاي مخفي و شكنجه زندانيان در اين زندانها، دخالت و سرنگوني نظام هاي مستقل مردمي و مخالف برنامه هاي آمريكا همچون دولت هاي قانوني، دموكراتيك و مردمي لومومبا در كونگو ، آلنده در شيلي و ... ، حمايت از نسل كشي ارتش اسرائيل در فلسطين، حمايت از رژيم هاي نقض كننده حقوق بشر اما داراي روابط تجاري و سياسي نزديك با آمريكا همچون عربستان سعودي، پاكستان، تركيه، اردن، اسرائيل و در ايران به اعتراف مادلين آلبرايت وزير امور خارجه دولت كلينتون، برنامه ريزي و حمايت كامل از كودتاي سياه 28 مرداد 1332 و ايجاد جو خفقان و سركوب حاصل از كودتا، تنها گوشه هايي از فعاليت هاي آمريكا در زمينه استقرار حقوق بشر و بسط دموكراسي در جهان بوده است .

 

ما به، مردم ايران، فعالان سياسي – اجتماعي ، فعالان دانشجويي،كارگري و زنان و ... هشدار مي دهيم كه اكنون كشور در سراشيب ورود به گرداب جنگ و خشونت قرار گرفته است و احتمالات آينده، بر حسب نوع برخورد و موضع نيروهاي اجتماعي، بيرون از حالات زير نخواهد بود:

1  حمله خارجي :

تجربه يوگوسلاوي، عراق و افغانستان نشان داده است، نتيجه حمله نظامي خارجي به يك كشور، در مرحله اول تلفات سنگين جاني و كشتار مردم بي دفاع و در مراحل بعدي نابودي كليه زيرساخت هاي عمراني، اقتصادي و نيز تسلط جو ناامني و خشونت، ترور، آدم ربايي، قتل ، غارت ، تجاوز و در مرحله اي عميق تر، فروپاشي ريشه اي سازوكارهاي اجتماعي خواهد بود. تا مدت ها به جاي قوانين دموكراتيك، قوانين خشك نظامي و به جاي قوه منطق ، قوه قهريه بر جامعه حاكم خواهد بود و اقتصاد و سياست و اجتماع تا مدتهاي مديد تحت وابستگي بي چون و چراي حاكميت آمريكا در خواهد آمد .

2  تحريم اقتصادي‌ ؛

تجربه ي تاريخي موجود نشان داده است كه قربانيان تحريم هاي اقتصادي و سياسي، نه حاكميت ها، كه مردم هستند. در فضاي تحريم، عزم به سركوب كامل و خشكاندن هرگونه اعتراض به منتهي اليه خود خواهد رسيد. به جاي آزادي به مردم گرسنگي ، بيماري و رنج هديه داده مي شود. هرچه فشار خارجي بر حاكميت افزايش يابد فشار حاكميت بر مردم نيز افزايش خواهد يافت. تمام پرده هاي حيا دريده خواهد شد و به جاي زبان سرنيزه ها با مردم سخن خواهند گفت و مناسبات انساني از هم خواهد پاشيد .

3  توافق اجباري:

براي ما مسلم و روشن است كه منافع و آينده اين دو سيستم مادي هيچگونه امكاني را براي توافق كامل باقي نخواهد گذاشت. مسئله بر سر بازار مصرف، منابع زيرزميني، نيروي انساني ارزان قيمت و حيات اقتصادي دو تفكر متضاد است. مذاكراتي غير علني و غير شفاف صورت خواهد گرفت كه به دليل آنكه نمايندگان واقعي مردم در آن حضور ندارند وعاقبت آن چيزي جز بر باد رفتن كل هستي مردم ايران به قيمت بقاي بيشتر يك تفكر نخواهد بود، از پايه و اساس نامشروع ، غير قانوني و غير قابل پذيرش است .

 

فضاي سياسي جامعه ايران اكنون در سكون و خاموشي قرار دارد . اين فضا ناشي از بي اطلاعي، پنهان كاري، فضاي بسته رسانه اي و از همه مهم تر بي عملي و بي مسئوليتي به اصطلاح روشنفكران و فعالان و احزاب سياسي است.

روشنفكران ايراني به دليل آنكه اكثرا افكارشان از طبقات پايين جامعه نجوشيده به جاي شناسايي دغدغه ها در جامعه خود، افكار روشنفكران جوامع ديگر را، از بالا به پائين جامعه تزريق مي كنند و قادر به صحبت كردن به زبان مردم نيستند، بنابراين نمي توانند با افكار غير ملموس توده هاي مردم را به حركت در آورند و تحول مثبتي را در جامعه شكل دهند. اينان به سهم خود، در غفلت ، ناآگاهي و بي كنشي جامعه مقصرند.

احزاب و گروه هاي سياسي داخلي هم، در نبود آزادي هاي سياسي و اجتماعي و احزاب مردمي واقعي در ايران، به دليل ارعاب حاكميت و يا بر اساس منافع مادي حقيري كه مبتني بر فرصت طلبي است با استفاده از تريبون ها و امكانات مادي وسيعشان بي عملي را بر خود و بر جامعه تحميل كرده اند. اينان بايد بدانند كه نتيجه سكون و سكوت، پذيرش و انتخاب ضمني يكي از سه وضعيت بالاست.

در پايان لازم مي دانيم نكات زير، را متذكر شويم :

1: اين دعوا، دعواي مردم ايران نيست بلكه جدالي است بر سر تعيين حاكميت در ايران. بنابراين مردم در اين ميان نبايد سرباز جان بر كف و پادوي هيچ كدام از طرفين باشند . مردم بايد زماني به ميدان بيايند كه جنگ بر سر منافع و آرمانهايشان باشد .

2: انرژي هسته اي تنها يك بهانه و ابزار براي جنگ منافع است ، بنابراين علاوه بر اينكه ما فقط خواهان توقف فعاليت هاي هسنه اي در ايران نيستيم، بلكه خواهان غير اتمي شدن جهان و محو كليه سلاح هاي كشتارجمعي در همه ي كشورها از جمله كشورهاي آمريكا ، روسيه ، چين ، اسرائيل و ... مي باشيم و از تحقيقات براي دست يابي به انواع سالم انرژي و استفاده از انرژي هاي پاك، با كمترين آلودگي زيست محيطي به عنوان جايگزين فناوري هسته اي دفاع مي كنيم.

3: هر گونه حمله يا تحريم اقتصادي در تضاد آشكار با منافع كوتاه و بلند مدت مردم ايران است و مورد مخالفت صريح مردم ما با كساني است كه به چنين تعرض هايي اقدام ورزند. در اين ميان ما مشخصا نسبت به دخالت و نقش خودسرانه و خود محورانه ي آمريكا، نفرت و انزجار خود را اعلام مي داريم .

4:   حل بحران هاي پيش روي جامعه ايران فقط در پوشش يك حاكميت مردمي و دموكراتيك ممكن است ، حكومتي كه در آن حكومت شوندگان به طور جدي و واقعي توانايي و امنيت تحميل اراده ي جمعي خود را بر حكومت كنندگان داشته باشند. منشا چنين تحولي هرگز نمي تواند خارجي باشد. تحول اصيل اجتماعي چيزي نيست كه از خارج و از بالا به جامعه تزريق شود، تحول سالم و اصيل بر مبناي حركت خود جامعه و بنابراين از درون و از پايين به بالاي جامعه تحقق مي يابد. اگر قرار است در اين ميان الگويي گرفته شود اين الگو نه از دولت ها و روشنفكران خارجي، بلكه بايد از مبارزات خودجوش و آگاهانه مردم ساير كشورها باشد ، حركاتي مانند قيام دانشجويان ، جوانان و كارگران فرانسه .

مردم همه كشورها لايق دنيايي بهتر و زيباتر از دنياي بحراني حاضر هستند. بايد براي اين دنياي بهتر تلاش كرد و در حركت بود چرا كه مردمي كه خود به حال خويش فكري نكنند، ديگران براي آنها تصميم خواهند گرفت.

نويسندگان:

سعيد حبيبي

ياشار قاجار

مجيد اشرف نژاد

مرتضي اصلاحچي

بهروز کريمي زاده

عابد توانچه

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
توجه 

در آغاز سال 85 به آمار زیر که در سال 84 اراعه شده اگر کمی توجه کنیم فکر کنم بد نباشه، البته این آمار به صورت نمونه‏وار اراعه شده و کامل نیست.

 

1)           حدود 17 درصد جمعیت کشور یعنی نزدیک به 12 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند.

2)           افرادی که زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند، با درآمد کمتر از ماهی 110 هزار تومان در ماه زنده اند. اگر مقدار واقعی خط فقر را در نظر بگیریم نسبت افراد زیر خط فقر مطلق افزایش چشمگری می یابد. اما جالب این که حداقل دستمزد کارگران در سال جاری از سوی وزارت کار 106 هزار تومان اعلام شده است.

3)           حدود 5/2 درصد از جمعیت کشور یعنی بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر زیر خط "گرسنگی مطلق" زندگی می کنند.

4)           ده درصد پر در آمد جامعه، 18 برابر بیشتر از چهل درصد کم درآمد جامعه مصرف می کنند. سهم ده درصد بالایی از کل درآمدها و سهم چهل درصد پایین تنها 1/5 درصد است.

5)           هر سیاستی که موجب شود قدرت خرید مردم ده درصد کاهش پیدا کند، بیست و پنج درصد از جمعیت فقیر و چهار درصد از کل جمعیت را به زیر خط فقر سرازیر می کند. اما هر سیاستی که قدرت خرید مردم را ده درصد افزایش دهد فقط چهار درصد از جمعیت فقیر و یک درصد از جمعیت کشور را از زیر خط فقر بالا می کشد.( اینجاست که معلوم می شه چرا دولت تمام تلاش خود را انجام داد که خط فقر پائین تر بیاورد)

6)           یک ونیم میلیون خانوار تحت پوشش کمیته امداد هستند. کمیته امداد به یک خانواده پنج نفره حداکثر بیست و پنج هزار تومان در ماه  پرداخت می کند که هجده هزار تومان آن مستمری است. خانواده چهار نفره پانزده هزار تومان، خانواده سه نفره دوازده هزار تومان، خانواده دو نفره ده هزار تومان و خانواده یک نفره هشت هزار تومان در ماه مستمری دیافت می کنند.

7)           کشور ایران با توجه به شاخص های امید به زندگی، درآمد سرانه و ... در میان صد و نود و شش کشور رتبه 170 را دارد.

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
بخش هایی از مانیفست 

... نظریه کمونیست ها را می توان در یک عبارت خلا صه کرد:  محو مالکیت خصوصی

ما کمونیستها را سرزنش می کنند که می خواهیم حق مالکیتی را براندازیم که افراد شخصا از دسترنج کار خودشان به دست آورده اند، مالکیتی که [گویا] بنیاد هرگونه آزادی، فعالیت و استقلال فردی است.

مالکیت حاصل از دسترنج و ثمره کار و لیاقت! نکند منظورتان مالکیت پیشه‏ور و دهقان خرد است، یعنی شکلی از مالکیت که پیش از مالکیت بورژوازی وجود داشته است؟ نیازی به برانداختن این مالکیت نیست، رشد صنعت تا حد وسیعی آن را برانداخته و هر روز هم در کار برانداختن آن است.

نکند مقصودتان مالکیت خصوصی جدید بورژوازی است؟

اما مگر کار دستمزدی برای کارگر مالکیتی خلق می کند؟ به هیچ وجه. کار دستمزدی سرمایه می آفریند، یعنی گونه ای از مالکیت که کار دستمزدی را استثمار می کند و در صورتی افزایش می یابد که منبع جدیدی از کار دستمزدی پدید آورد تا از نو به استثمار آن بپردازد. مالکیت، در شکل کنونی خود، مبتنی بر تضاد سرمایه و کار دستمزدی است. هر دو وجه این تضاد را بررسی می کنیم.

سرمایه دار بودن یعنی داشتن جایگاهی در تولید که صرفا شخصی نیست، بلکه اجتماعی نیز هست. سرمایه محصول جمعی است، و فقط با کار یکپارچه عده زیادی از اعضای جامعه و، در نهایت، با کار یکپارچه تمام اعضای جامعه به کار انداخته می شود.

از اینرو، سرمایه قدرت شخصی نیست، بلکه قدرت اجتماعی است.

بنابراین، هنگامی که سرمایه به مالکیت جمعی، یعنی به مالکیت تمام اعضای جامعه در می آید، به معنای آن نیست که مالکیت شخصی به مالکیت اجتماعی تغییر یافته است. [در اینجا] فقط خصلت اجتماعی این مالکیت دگرگون شده است. مالکیت خصلت طبقاطی خود را از دست می دهد.

اکنون کار دستمزدی را بررسی می کنیم.

حداقل دستمزد بهای میانگین کار دستمزدی است، یعنی آن مقدار معین از وسایل معاش که مطلقا برای زنده ماندن کارگر لازم است. بنابراین، آنچه کارگر مزد بگیر با کار خود به تملک در می آورد، صرفا برای تداوم و باز تولید زندگی اش کفایت می کند. ما درصدد آن نیستیم که آن تملک شخصی حاصل کار را براندازیم، یعنی تملکی که به مصرف حفظ و بازتولید زندگی آدمی می رسد و مازادی هم برجا نمی گذارد که با آن بتوان بر کار دیگران تسلط داشت. ما فقط می خواهیم خصلت تباه کننده تملکی را از بین ببریم که موجب می شود کارگر فقط به این دلیل زنده بماند که بر سرمایه بیفزاید و فقط تا جایی زنده می ماند که منافع طبقه حاکم ایجاب می کند.

در جامعه بورژوازی کار زنده فقط وسیله ای برای افزایش کار انباشته شده است. [اما] در جامعه کمونیستی، کار انباشته شده فقط وسیله ای برای گستردن، بارور کردن و اعتلا بخشیدن زندگی کارگران است.

بنابراین، در جامعه بورژوایی، گذشته بر حال و در جامعه کمونیستی حال بر گذشته چیره است. در جامعه بورژوایی سرمایه استقلال و فردیت دارد، حال آنکه آدم زنده نه استقلال دارد نه فردیت.

و بورژوازی از بین بردن این وضعیت را از بین بردن فردیت و آزادی می داند! حق هم دارد. بی شک هدف [ما] از میان برداشتن فردیت بورژوایی، استقلال بورژوایی و آزادی بورژوایی است.

آزادی در شرایط کنونی تولید بورژوازی [به مفهوم] تجارت آزاد و خرید و فروش آزاد است. اما زمانی که خرید و فروش ناپدید شود، خرید و فروش آزادانه هم ناپدید می شود. سخن سرایی در باره خرید و فروش آزادانه و تمام «سخنان مشعشعانه» بورژوازی ما درباره آزادی، اصولا اگر مفهومی هم داشته باشد، فقط در مقابل خرید و فروش محدود و تحت نظارت تجار دست و پا بسته قرون وسطایی صادق است، و در برابر شیوه تولید و خود بورژوازی معنا و مفهومی ندارد.شما از اینکه می خواهیم مالکیت خصوصی را براندازیم به هراس افتاده‏اید، اما مالکیت خصوصی در همین جامعه موجود شما برای نه دهم جمعیت از بین رفته است. صرفا از آن جهت مالکیت خصوصی عده ای معدود وجود دارد که این نه دهم از آن بی بهره هستند. پس شما ما را به این جهت سرزنش می کنید که قصد داریم شکلی از مالکیت را نابود کنیم که محرومیت اکثریت عظیم جامعه از هر نوع مالکیتی شرط ضروری هستی آن است.

خلاصه، ما را سرزنش می کنید که قصد داریم مالکیت شما را از میان برداریم. دقیقا چنین است: قصد ما همین است.

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
پيام نوروزي دکتر ناصر زرافشان 
                        ناصر زرافشان

فرا رسيدن نوروز بر همه هم ميهنان در سراسر جهان بويژه نيروهاي ميهن پرست و مردم دوست فرخنده باد. اين آئين کهن با خود دو پيام بزرگ دارد. در يک سو يکي از نشانه هاي هويت تاريخي و مشترک مردم ماست و با ياد آوري اين ريشه و هويت مشترک تاريخي پيام آور وحدت و همبستگي است، و از سوي ديگر شايد چون پشت به زمستان و ورود به باغ و آبادي دارد ، روشن ، اميدبخش و حامل يک حس نيرومند نو شوندگي ، بالندگي و پيروزي است و فرا رسيدن هرباره آن با خود اين پيام را دارد که هيچ زمستاني نمي پايد و پس از هر زمستاني ، بهار از راه مي رسد. من نيز همراه نوروزي که فرا رسيده است براي همه هم ميهنان وحدت ، بالندگي و پيروزي آرزو مي کنم.

ناصر زرافشان

نوروز ۱۳۸۵

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->