تبليغاتX
revolt ::
توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به ضرب چاقوی یک دانشجوی عضو بسیج دانشجویی کشته شد.  

ادوارنیوز: مصطفی صداقت جو دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سبزوار ضمن تسلیت این حادثه به جامعه دانشجویی به خبرنگار ادوارنیوز گفت:غروب شنبه حوالی ساعت 8 شب مرحوم توحید غفارزاده به همراه نامزدشان در روبروی درب خروجی دانشگاه آزاد سبزوار ایستاده بوده اند که درگیری لفظی میان ایشان و یک دانشجوی عضو بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم سبزوار ایجاد می شود و متعاقب آن ضارب با خارج کردن چاقو از جیب و وارد کردن ضربه به ناحیه سینه توحید غفارزاده وی را مجروح می کند که متاسفانه این دانشجو در بیمارستان امدادی سبز وار به دلیل شدت جراحت وارده فوت می کند.

صداقت جو ادامه داد: طبق گفته رییس حراست دانشگاه تربیت معلم سبزوار ضارب مدعی است که بر اساس تکلیف شرعی و اعتقاداتش عمل کرده است.

دبیر سابق انجمن اسلامی سبزوار با ابراز تاسف شدید از وقوع چنین فاجعه‏ای گفت: مسئولان باید پاسخگو باشند که خط قرمز گروههای شبه نظامی حاضر در دانشگاه کجاست؟ و آیا هرکس به دلیل داشتن کارت عضویت در این نهادها مجوز هر اقدامی را دارد؟ و بعد از کدام حادثه و فاجعه این گروهها قانونمند خواهند شد؟

صداقت جو ادامه داد: 3 هفته قبل نیز حادثه دیگری برای دانشجویان اتفاق افتاد و دو موتورسوار با حمله به چند دانشجوی دختر و پسر این دانشگاه آنها را مورد ضرب و شتم و تعرض قرار دادند و هنگامی که دانشجویان در اعتراض به نبود امنیت اقدام به اعتراض و تحصن کردند مسئولین دانشگاه به جای پاسخگویی اقدام به احضار بیش از 10 دانشجوی شرکت کننده در این اعتراضات به کمیته انضباطی کرده‏اند.

صداقت جو یاد آور شد: چگونه است که پس از کوچکترین اعتراض سیاسی و یا صنفی، به سرعت گاردهای ویژه ضد شورش و پلیس مسلح در برابر دانشگاه حاضر می شوند اما مسئولین برای امنیت جانی دانشجویان کوچکترین اهمیتی قائل نیستند.

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
جان زندانیان سیاسی در خطر 

ناصر زرافشاندر گیریِ شدید و خونینی در بند 350 ، بند سیاسی زندان ِ اوین ، صورت گرفته است.  در این درگیری دکتر ناصر زرافشان، سعید شاه قلعه، شاهین نیا، و غلام کلبی زخمی شده اند.
خبرهای رسیده حاکیست که گروهی از اشرار به سرکردگی ِ فردی به نام سید جلیل غریب، که قبل از زندانی شدن به اتهام مفاسد اقتصادی ، از وابستگان و عاملان ِ رژیم بوده است و اینک وکیل بند 350 می باشد، با برنامه ریزی قبلی و تحتِ فرمان ِ مدیریت زندان، که فردِ خود فروخته ای به نام زارع می باشد، به زندانیان سیاسی حمله کرده اند. دو نفر نام برده صریحا ادعا کرده اند که مسئولین زندان از آنها حمایت می کنند. رییس این بند، که فردی است به نام  حیدرلو در تمام مدت حمله ی اوباشان به نظاره ایستاده بود و هیچ اقدامی برای جلوگیری از این حمله نا جوانمردانه نکرده است.  که این امر، خود مدرکِ دیگری از برنامه ریزی شده بودن این اقدام از طرف مدیریت زندان اوین می باشد.
گزارش شده است که آقای سعید شاه قلعه را به انفرادیِ بند 240 منتقل کرده اند. و برای جلوگیری از درج اخبار، تلفن های بند را از روز گذشته تا عصر امروز قطع کرده بودند. بدین وسیله از کلیه ی نیروهای مبارز و حقوق بشری داخل کشور تقاضا می شود که با این واقعه به صورت امری اضطراری برخورد کرده و به نجات جان این عزیزان بشتابند. 
مسئولین اوین با این کارشان نشان دادند که تهدیدهایشان در برای افزایش فشار بر روی زندانیان سیاسی جدی است و حرکتشان در راستای تحقق یافتن این امر است.

آخرین اخبار حاکی از آن است که امروز عصر عامل اصلی حمله به زندانیان سیاسی را از بند 350 منتقل کرده اند.

در اثر پافشاری زندانیان سیاسی بر خواسته های خود و تهدید ایشان به اعتصاب غذای جمعی، مدیریت زندان وادار شد تا سید جلیل غریب، سر دسته ی اوباشی که در دو روز گذشته به زندانیان سیاسی حمله کرده بودند، را از بند 350 به بند 8، معروف به آموزشگاه، منتقل نماید. 

زندانیان سیاسی این بند مصمم هستند تا رسیدن به نتیجه بر کلیه ی خواسته های خود  پافشاری کنند.

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->
به مناسبت دستگيري گروهي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران در سال 1384 به جرم سنديكا خواهي 

« بيداري »

چـه نا جـوا نمردانه به جرم بيـدا ري
تـو را به بند كشيـدند اگـر چـه كـارگري
تـو را كه بالشـت از درد و بستـرت از رنـج
تـو را كه ا ز همه خـفتـگان خستـه تـري

تـو را بـه بـند كـشيدند و ديـگري بر خاك
كـشيده شد كه مـبادا بـه حق اشـاره شـود
تـو را به بند كشيـد نـد تـا كه زنـجـيـر
هـزار بـازوي در هـم تـنيـده پاره شود

چگونه مي شود از تو نگفت و راحت خفت
در ايـن زمـانـه نـامـرد مصـلحت پـرور
در ايـن زمانـه كه هركس ز ترس بيكاري
نـخواسـت تـا كه بداند كجاست ريشه درد

نـخـواستـند بـدانـنـد حـاصـل رنـجـت
تـوسـط چـه كـسـانـي چـگونه غـارت شد
چـگونـه ديـدن يـك سـفره تـهـي ازنـان
بـراي چـشم تـو و كـودك تـو عـادت شد

هـمـيشه شـيطـنت عده اي خدا نـشنـاس
تـو را مخالـف ديـن و كـيان كـشور خواند
و آنـكه حق تـو را خورده دائـم از سر عـجز
تـو را مـقابـل ايـن انـقـلاب و رهبر خواند

كـه گـفـته ماه مـدام پـشت ابـر مـي مـانـد
چـراغ ظلـم كه گـفتـه نـمي شـود خـامـوش
تو صـبر پـيشه كـن و رهـرو حـقيقـت بـاش
به هيچ و پوچ درايـن عرصه خويش را مفروش

غـميـن مباش اگر امروز دسـت تو بستـه است
دوبـاره مـيـرسـد آن روزگـار خوش ، آري
رسـد بـه مـقصـد و مقصـود دشمنـت آن دم
كـه تـو ز غـفلـت ، دسـت از تـلاش بـرداري

««   شاعر : داود نوروزي  »»
مـسئـول كـمـيـسيـون فـرهنگي سنديكاي كارگران شركت واحد اتـوبـوسـراني تـهران و حـومـه

|+|
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->